محله مهرآباد

محله

مهرآباد

محله مهرآباد تلفیقی از دو مزرعه قدیمی «مهرآباد» و «خدربیک» است و پیشینه تاریخی و قدمتی دست‌کم ۱۳۰ ساله دارد. این محله ازمهاجرپذیرترین محلات مشهد است و زندگی قومیت‌های مختلف با مذاهب گوناگون در کنار یکدیگر و تعامل آن‌ها با هم ازشاخصه‌های مهم آن است. بافت جمعیتی مهرآباد، جوان و پویاست و بیشتر ساختمان‌ها، یک و دو طبقه است.

محله مهرآباد
ایمان معینی‌پور؛ نوجوان رزمی‌کار محله مهرآباد است که در ۵ سال گذشته به سکوی قهرمانی کشور و رقابت در لیگ برتر رسیده است. او حالا رؤیای بزرگ‌تری را دنبال می‌کند و آن رسیدن به سکوی قهرمانی جهان است.
خواهر شهید می‌گوید: شهید امرالله فیضی با وجود اینکه کار ثابتی پیدا کرده بود و به‌عنوان نیروی شهرداری مشغول به کار شده بود به محض شنیدن زمزمه‌های دفاع مقدس همه چیز را رها کرد و به جبهه رفت. برادرم اولین شهید شهرداری شد.
ساکنان قدمت مسجد ابوالفضلی مهرآباد را حداقل ۱۰۰ سال عنوان می‌کنند.محمد طلوع یکی از اعضای هیئت امنای مسجد می‌گوید: آنگونه که پدران ما می‌گفتند که در ابتدا خانه گنبدی در محل فعلی مسجد قرار داشت.
شهرک صنفی صنعتی ثامن مخصوص خدمات خودرویی سبک بیش‌از هزار‌مغازه و کارگاه فعال دارد که در هر‌کدام از آنها حداقل چهارپنج‌نفر مستقیم و غیرمستقیم مشغول به کار‌ند اما آنطور که باید رونق ندارد و به آن رسیدگی چندانی نشده است.
فاطمه ملکی‌نیا به توصیه دوستانش و تحقیقاتی که انجام داده، وارد رشته ورزشی ووشو شده و در مدت کوتاهی به مدال طلای مسابقات استانی رسیده است. همچنین به هنر علاقه‌مند است و در رشته نقاشی و گروه سرود فعالیت‌های شاخصی دارد.
سیدحسین موسوی تعریف می‌کند: آن سال‌ها داخل کوچه مهرآباد‌۱۵، فضای خوبی برای فوتبال بازی‌کردن بود، چون عرض زیادی داشت. داخل حلب هفده‌کیلویی روغن سنگ می‌ریختیم و داخلش چوب می‌گذاشتیم و می‌شد تیرک دروازه‌هایمان.
سید‌مهدی هادی حسینی به خوشنویسی و حکاکی دلبسته است. حجره‌اش را سنگ‌های ریز و درشت گرفته است، بیشتر کارش روی سنگ گرانیت است. می‌گوید خیلی وقت‌ها به جای هدیه، سنگ می‌تراشد و تقدیم آن‌هایی می‌کند که دوستشان دارد.
مرحوم علی باقری، جوان محله مهرآباد هفتم فروردین، در تدارک مراسمی فرهنگی در مهدیه مهرآباد دچار برق‌گرفتگی شد و چشم از جهان فرو بست.
سیدابراهیم موسوی می‌گوید: آن‌زمان تنها یک لوله آب از روی کال میان خیابان کارگر راضی رد می‌شد که آب چاه موتور وسط مهرآباد را به زمین‌های کشاورزی می‌رساند. تقریبا نه‌ساله بودیم که تفریح ما عبور با ترس‌ولرز از روی همین لوله بود.
۵۰ سال پیش که مهرآباد جز زمین کشاورزی، قنات، کاریز و چند خانوار روستایی چیز دیگری نداشت، حاج‌ابراهیم نامی، بانی کشت جارو و رونق حرفه جاروبافی در محله مهرآباد مشهد شد.
خانواده آقای ذاکری بعد‌از ورشکستگی پدر و زخم‌خوردن از دوست و آشنا، اگرچه تا مرز نابودی رفتند، اما به لطف و مهربانی بانوی خانه یعنی طیبه قدسی‌سنگانی مأیوس نشدند. طیبه خانم با کار‌های خانگی، زندگی‌اش را حفظ کرد.
محمدعلی فاتحی آزاده می‌گوید: مراسم خواستگاری من و اشرف که تمام شد و عقد کردیم، او خیلی راحت قبول کرد که باید برگردم به منطقه. همان عملیات اسیر شدم. باورم نمی‌شد لباس‌های دامادی را عراقی‌ها از تنم بیرون بیاورند.
کارگاه دلوسازی اصغرآقا اسماعیلی یکی از کوچک‌ترین کارگاه‌های مهرآباد است. لاستیک‌های کهنه و فرسوده‌ کنار جاده‌ها و خیابان‌ها با دستان پرتلاش اصغرآقا و همسرش پوست کنی شده و به دلو‌ تبدیل می‌شود.
در همه مسابقات که پرچم ایران بلند می‌شود، انگار نام محله مهرآباد بزرگ می‌شود، می‌درخشد و بعد هم ماندگار می‌شود. حالا همه می‌دانند غلامرضا بچه محله مهرآباد مشهد است.
اول و آخر آرزو‌های رضا خردمند یک چیز است؛ اینکه همیشه افتخار ایران باشد.هر وقت مسابقه فوتبال دارم سراغ پرچم ایران می‌روم و امیدوارم پشتیبانم باشد. مطمئنم پرچم ایران پرچم شانس من است.
صالح حوران‌فر اهل کشف‌کردن، نوآوری، ریسک‌کردن و مطالعه است. او به‌تازگی توانست مزد زحماتش را بگیرد و در مسابقات ملی مهارت ایران که مهرماه همین امسال برگزار شد، مدال طلا کسب کند.
حاج‌آقا جواهریان، جواهرفروش قدیمی و نامدار مشهد که در دوران انقلاب به مردم زغال و نفت می‌رساند. بعد از انقلاب چون پدری مهربان برای دختر‌ها و پسر‌های مدارس امام‌علی (ع) کفش و لباس و... می‌خرد.
جرقه کارآفرینی سمیرا نوربافی، پنج‌سال پیش به دعوت یکی از همسایگانش زده شد. جنس کارآفرینی‌اش با سبک زندگی اهالی محله جور درمی‌آید. آنها در خانه، با وصل‌کردن رویه و زیره کفش به هم یک کار خانگی را پیش می‌برند و کسب درآمد می‌کنند.
هانیه غلامی با داشتن ۵۷‌مدال رنگارنگ، در دو سال گذشته برای مسابقات جهانی کاراته انتخاب شد، اما مشکلات مالی مانع رفتنش شد. او برای سومین‌ سال تلاش می‌کند که این‌ سهمیه را به‌دست آورد و راهی عربستان شود.
بیش از شصت‌سال پیش، اهالی خدربیک ابتدا حسینیه‌ای برپا کردند و پس از آن مسجدی ساختند که نام مبارک امام‌حسین (ع) بر پیشانی‌اش نشسته است. این مسجد همچنان مثل چراغی سبز می‌درخشد.